تبلیغات
«فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» - شرف
تاریخ : دوشنبه 24 تیر 1392 | 10:30 ق.ظ | نویسنده : سید حمزه واقفی
چرا شرف مردانگی به نام علی (علیه السلام) گره خورده است؟ در کعبه متولد شد، در خانه فرستاده صاحب کعبه پرورش یافت، در بزنگ‌های تاریخی و نبردهای بزرگ برای دفاع از مرادش و دینش جانش را سپر کرد، در بستری خفت که با تیغ های کین در حصارش گرفته بودند و در صفی از مردان شمشیر برآورد که بزرگ ترین سپاهیان کفر و شرک در سوی مقابلشان صف کشیده بودند.

دختر آخرین فرستاده خدا به همسری اش درآمد و جانشین به حق «محمد» (ص) در این کره خاکی شد، در دفاع از حق در محراب به شهادت رسید و یادگارانی برجای گذاشت که بیرق اسلام ناب محمدی را در این عالم ایستاده نگه داشتند و شیعه، یادگار این سلسله پاک است اما این وجوه فرازمینی تنها جنبه هایی نیست که باعث شد مردمان با یاد او، روز پدر را گرامی دارند.

مردانگی با او گره خورد، چون او بود که یک عمر توشه نان و خرما بر دوش، به خانه درماندگان و بیوه‌ها می‌رفت و زخم جهاد نیز منجر به توقف تکلیفش نشد. نان به خانه زنانی می‌برد که شوهرانشان در جنگ کشته شده بودند و چه نیکو همراه می‌شد با زنانی که امیر لشگر را برای مرگ شوهرانشان نفرین می‌کردند و نمی دانستند کودکانشان بر دوش امیر لشگرند. او به جز سادگی در حکومت که تمایزش از یک سرباز را دشوار می‌ساخت، سیاست را با صداقت گره زده بود و شیوه حکومتش پس از او، هیچ گاه محقق نشده و هیچ حاکمی نمی‌تواند ادعا کند در زیر سقف قلمروش، هیچ گرسنه‌ای سر بر بالین نگذاشته است.

علی (ع) بقای رحمت للعالمین (ص) بر روی زمین پس از آخرین فرستاده و دخت بزرگوارش بود و تکیه گاه مردمی بود که جزو او هیچ پناهی نداشتند. اگر مردانگی در حمایت از ضعفا باشد، اگر مردانگی در ایستادن پای عهد و پیمان باشد، اگر مردانگی پابرجا ماندن بر حقانیت و ایمان تا پای جان باشد، اگر مردانگی صداقت ولو به از دست دادن قدرت باشد، اگر مردانگی به تربیت مرد و حفظ حرمت همسر باشد، علی در میان خاکیان نیز الگویی است که باید بیش از پیش شناختش و سوای ساحت افلاکی اش الگویش خواند، هرچند این این دو ساحت در چنین مردی جدایی ناپذیرند.

شرف مردانگی به نام علی خود را گره زده تا در چنین روزی انسان کامل با همه ابعادش در نظرها مجسم شود اما چنان مردی بزرگ ترین درجه عزت و افتخارش چه بوده است؟ على (ع) تمام افتخارش این بود که بنده سرتا پا تسلیم الهى است و هرچه هم افتخار یافت از همین بندگى بود، چنان که خود عرضه مى‏دارد: «کفى بى عِزّاً ان اکون لک عَبداً وکفى بى فخراً اَن تکونَ لى ربّاً / در عزّت من همین بس که بنده توباشم و این افتخار مرا کافى است که تو پروردگار من باشى (1)».

وقتى از بام مسجد پایین مى ‏آمد افتخار همیشگى خویش را به زبان جارى می‌ساخت و می‌فرمود: «خَلُّوا سَبِیلَ المُؤمِنِ المُجاهِدِ فِى اللّهِ لایَعبُدُ غَیرَ الواحِدِ / باز کنید راه مؤمن رزمنده در راه خدا را که (افتخار همیشگى‏اش آن است که) جز خداى واحد را نپرستیده است (2)» این همان درس عبودیت و بندگى است که على (ع) تا آخرین لحظه به همه خصوصاً شیعیانش تعلیم نمود و بی شک هم او بود که لایق «انا الحق» گفتن بود و حق و حقیقت را بر مسلمانان حقیقت بین عرضه کرد.

اینک در ماهی که برکت بر بندگان نازل می‌شود، جشن میگیریم نزول چنین برکت و رحمتی را که خداوند بر بندگان نازل نمود تا تکلیف بر مسلمانان تکمیل شده باشد و شیعه و محب بودن، افتخاری برای امت مصلحی باشد که چشم انتظار فرزند علی و فاطمه نشسته اند تا قربت دنیا به احسن حال را در عصر جمعه ای به برکت قدوم مطهرش شاهد باشیم.

1. میزان الحکمه، محمّدى رى شهرى، ص 346، روایت 4228.
2. زندگانى امیرالمؤمنین، ص 321.


  • وبلاگ شخصی
  • قالب وبلاگ
  • ضایعات