تبلیغات
«فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» - امام حسن ع
تاریخ : سه شنبه 1 مرداد 1392 | 11:08 ب.ظ | نویسنده : سید حمزه واقفی
امام حسن مجتبی(علیه السلام)خطیب خردسالِ مادر...   دوان دوان از مسجد برگشت و مثل همیشه نزد مادرش رفت . دو عدد متكا روى هم گذاشت تا شكل منبر شود و در عالم كودكى اش بر منبر بنشیند و سخنرانى كند.
این كار هر روز تكرار مى شد، یعنى آنچه را كه در مسجد بر پدربزرگش نازل شده بود تمام و كمال براى مادرش تعریف مى كرد و آیات قرآن را براى او مى خواند و به این شكل مادر را از وحى الهى كه بر پیامبر صلى الله علیه و آله نازل شده بود مطلع مى كرد. مادر نیز به حافظه پسر هفت ساله اش ‍ مى نازید و به شیوایى كلام فرزند خردسالش افتخار مى كرد.
گویا آن روز اتفاقى افتاده بود. سخنران كوچك ما مثل روزهاى قبل عادى و روان صحبت نمى كرد، گاهى در سخنانش وقفه ایجاد مى شد و گاهى نیز مطلب را به درستى نمى رساند... مادر پرسید:
- پسرم ، چه شده امروز نمى توانى راحت حرف بزنى ؟
- مادر، مثل شاگردى شده ام كه در حضور استادش باشد و نتواند راحت صحبت كند، گویى شخص بزرگى حرف هاى مرا مى شنود... راستش مادر جان ، هول شده ام .
در این هنگام على (علیه السلام ) از پشت پرده بیرون آمد و پسرش (حسن ) را در آغوش گرفت و بوسید. سپس گفت : احسنت ، مرحبا، پس تو بودى كه هر روز آیات خدا را براى مادرت مى خواندى ...(1)

صلی الله علیک یا امام حسن مجتبى (علیه السلام )

1- مناقب ، ج 4، ص 7.




  • وبلاگ شخصی
  • قالب وبلاگ
  • ضایعات