تبلیغات
«فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» - تراویح
تاریخ : جمعه 4 مرداد 1392 | 04:39 ب.ظ | نویسنده : سید حمزه واقفی
آیا روایات جواز تراویح در منابع شیعه وجود دارد؟ برخی از شبكه های وهابی برای پیشبرد نفاق و موجه نشان دادن دروغگویی شان، به برخی از روایات شیعه استدلال كرده و چنین وانمود كرده اند كه در منابع شیعه نیز روایاتی بر جواز و مشروعیت نماز تراویح به جماعت وجود دارد و طبق این روایات رسول خدا و برخی ائمه طاهرین علیهم السلام نماز تراویح به جا آورده اند؛ اما شیعیان آن را انكار می‌كنند.

برای اثبات دروغگویی آنان در این قسمت است لازم است روایات مورد استدلال آنها را آورده و پاسخ آن ها را ارایه می‌كنیم.
روایت اول:

روایت اول مورد استدلال آنها از كتاب «تهذیب الاحكام»‌ شیخ طوسی رحمة‌ الله علیه این است:

علی بن حاتم عن حمید بن زیاد قال : حدثنا عبد الله ابن احمد النهیكی عن علی بن الحسن عن محمد بن زیاد عن أبی خدیجة عن أبی عبد الله علیه السلام قال: كان رسول الله صلى الله علیه وآله إذا جاء شهر رمضان زاد فی الصلاة وأنا أزید فزیدوا.

به نقل ابو خدیجه امام صادق علیه السلام فرموده است: وقتی ماه رمضان فرا می‌رسید، رسول خدا صلی الله علیه وآله علاوه بر نمازهای معمول شبانه روز، نماز بیشتر به جا می‌آورد و من هم نماز بسیار می‌خوانم؛ پس شما هم نماز بسیار بخوانید.

تهذیب الأحكام - الشیخ الطوسی - ج 3 ص 60

از این روایت استفاده كرده اند كه رسول خدا و امام صادق علیه السلام نماز تراویح می‌خوانده اند و شیعیان منكر آن هستند.
پاسخ: كجای این روایت صریح در جماعت خواندن تراویح است؟

قبل از پاسخ ،‌ نكته مهم قابل تذكر این است كه شیعیان نیز نافله ماه رمضان را قبول دارند و در كتابهای فقهی از كیفیت و تعداد ركعات آن بحث كرده و این نماز را مستحب می‌دادند و كسانی كه توفیق دارند آنها خوانده اند و می‌خوانند.

علامه حلی در این باره می‌نویسد:

مسألة : اتفق أهل العلم على استحباب نافلة رمضان زیادة على غیره من الشهور وقال ابن بابویه لا صلاة فیه زائدة على غیره .

لنا : ما رواه الجمهور عن أبی هریرة قال كان رسول الله صلى الله علیه وآله یقول من قام رمضان إیمانا واحتسابا غفر له ما تقدم من ذنبه ومن طریق الخاصة ما رواه الشیخ فی الموثق عن أبی خدیجة عن أبی عبد الله علیه السلام قال : كان رسول الله صلى الله علیه وآله إذا جاء شهر رمضان زاد فی الصلاة وأنا أزید فزیدوا.

علماء بر استحباب نافله ماه رمضان (یك نماز اضافی نسبت به ماه های دیگر است) اتفاق نظر دارند؛ اما ابن بابویه میگوید: در ماه رمضان، نماز اضافه بر نماز ماههای دیگر نیست.

دلیل ما : یكی روایت جمهور از ابو هریره است كه رسول خدا می‌فرمود: هركه در ماه رمضان قربة الی الله نماز را اقامه كند، گناهان گذشته او بخشیده می‌شود.

روایت دیگر از طریق شیعه، شیخ طوسی نقل كرده است كه امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا در ماه رمضان بر نمازهایش اضافه می‌كرد و من هم اضافه می‌كردم؛ پس شما هم اضافه كنید.

منتهى المطلب (ط.ق) - العلامة الحلی - ج 1 ص 357

علامه طباطبایی در تفسیرش بعد از نقل روایت می‌نویسد:

أقول : یعنى علیه السلام بالزیادة الألف ركعة - التراویح - نوافل شهر رمضان التی كان یصلیها رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم غیر الخمسین نوافل الیوم واللیلة ، وقد وردت فی كیفیتها وتقسمها على لیالی شهر رمضان أخبار كثیرة ، وورد من طرق أئمة أهل البیت علیهم السلام أن النبی صلى الله علیه وآله وسلم كان یصلیها بغیر جماعة ، وینهى عن إتیانها بالجماعة ، ویقول : لا جماعة فی نافلة .

مقصود امام صادق علیه السلام از زیاده، هزار ركعت نافله ماه رمضان است كه رسول خدا علاوه بر پنجاه ركعت نوافل شبانه روز انجام می‌دادند. روایات فراوان در كیفیت و تقسیم این هزار ركعت بر شبهای ماه رمضان، داریم و از طریق اهل بیت علیهم السلام روایت شده است كه رسول خدا این نماز را بدون جماعت و به صورت انفرادی می‌خواندند و از به جماعت خواندن آن منع می‌كردند و می‌فرمود: در نافله جماعت نیست.

تفسیر المیزان - السید الطباطبائی - ج 6 ص 333

با توجه به نكته ای كه یادآوری كردیم؛

پاسخ شبهه این است كه در كجای عبارت این روایت آمده است كه رسول خدا صلی الله علیه وآله و یا امام صادق علیه السلام، نافله ماه رمضان را به جماعت خوانده اند؟

و یا امام فرموده باشد كه شما نیز آن را به جماعت بخوانید؟

هر انسان عاقل و منصفی كه متن روایت را بخواند، اضافه بر این مطلب كه رسول خدا و امام صادق علیه السلام نافله خوانده اند، چیزی دیگری را نمی‌فهمد و روایت از جماعت خواندن آن ساكت است.

بنابراین، استدلال كردن به این روایت، برای جماعت خواندن تراویح كار یك انسان عاقلی نیست.
روایت دوم:

عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى بْنِ عُبَیْدٍ عَنْ یُونُسَ عَنْ أَبِی الْعَبَّاسِ الْبَقْبَاقِ وَ عُبَیْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله یَزِیدُ فِی صَلَاتِهِ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ إِذَا صَلَّى الْعَتَمَةَ صَلَّى بَعْدَهَا فَیَقُومُ النَّاسُ خَلْفَهُ فَیَدْخُلُ وَ یَدَعُهُمْ ثُمَّ یَخْرُجُ أَیْضاً فَیَجِیئُونَ وَ یَقُومُونَ خَلْفَهُ فَیَدَعُهُمْ وَ یَدْخُلُ مِرَاراً قَالَ وَ قَالَ لَا تُصَلِّ بَعْدَ الْعَتَمَةِ فِی غَیْرِ شَهْرِ رَمَضَان.

امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه وآله در ماه رمضان بعد از نماز عتمه (عشاء) ، نماز بیشتری انجام می‌دادند. مردم پشت سر حضرت می‌ایستادند، اما حضرت وارد خانه می‌شد و آنها را رها می‌كرد دوباه برای نماز می‌آمد. این بار نیز آنها میامدند و پشت سر آن حضرت می ایستادند. رسول خدا دوباره وارد خانه می شد و آنها را ترك می‌كردند. حضرت به آنها فرمود: بعد از نماز عتمه (عشاء) در غیر ماه رمضان این نماز را نخوانید.

الكافی، ج‏4، ص 155
پاسخ؛ این روایت به جماعت خواندن تراویح را نفی می‌كند:

با دقت به دو نكته اساسی در این روایت، پاسخ روشن خواهد شد.

اولا: رسول خدا بعد از حضور مردم نماز نافله را قطع می‌كردند:

توضیح: رسول خدا صلی الله علیه وآله بعد از نماز عشاء شروع می‌كردند نوافل را می‌خواندند؛ اما مردم می‌آمدند پشت سر حضرت نماز می‌خواندند. بعد از این كه حضرت متوجه می‌شدند نماز را رها كرده و به خانه می رفتند. بعد از مدتی رسول خدا فكر می‌كرد كه مردم پراكنده شده اند دوباره برای نماز می‌آمدند و شروع به نماز می‌كردند دوباره می‌دیدند كه مردم پشت سرش آمده اند دوباره آنها را رها می‌كردند:

فَیَدْخُلُ وَ یَدَعُهُمْ ثُمَّ یَخْرُجُ أَیْضاً فَیَجِیئُونَ وَ یَقُومُونَ خَلْفَهُ فَیَدَعُهُمْ وَ یَدْخُلُ مِرَاراً.

این عبارت نشان می‌دهد كه رسول خدا به جماعت خواندن نافله را مشروع نمی‌دانسته است و الا دلیل نداشته است كه وقتی متوجه حضور مردم و اقتدای آنها به نماز می شده، نماز را رها كند.

ثانیا: نماز نافله، مخصوص ماه رمضان است:

همانگونه كه در روایت آمده، رسول خدا نافله رمضان را به جا می‌آورده است، اما بعد از این كه چند مرتبه متوجه حضور مردم شد و نماز را قطع ‌كردند بعد از نماز صبح، رسما به مردم اعلام فرمودند كه بعد از نماز عتمه در غیر ماه رمضان نافله را نخوانید:

وَ قَالَ لَا تُصَلِّ بَعْدَ الْعَتَمَةِ فِی غَیْرِ شَهْرِ رَمَضَان.

یعنی رسول خدا بعد از قطع كردن نماز نافله و ترك كردن آنها، و تفهیم عدم مشروعیت نماز نافله را به جماعت خواندن،‌ این مطلب را بیان فرموده است كه این نافله مخصوص ماه رمضان است.

در نتیجه، این روایت نیز به نفع مذهب شیعه است كه نماز نافله رمضان را به جماعت مشروع نمی‌دانند و به هیچ وجه مطلب مورد استدلال اهل سنت را اثبات نمی‌كند.

در روایت دیگر نیز آمده است كه رسول خدا صلی الله علیه وآله بعد از نماز عشاء نماز می‌خواند مردم می‌آمدند به نمازش اقتداء می‌كردند به محض این كه آنها تكبیر می‌گفتند رسول خدا نماز را رها می‌كرد و به منزل شان می‌رفت. دوباره وقتی مردم پراكنده می‌شدند رسول خدا به مصلای خودش بر می‌گشت، دوباره مردم می‌آمدند و دوباره رسول خدا نماز را رها كرده و به منزل می‌رفتند:

1795 - 8 علی بن الحسن بن فضال عن إسماعیل بن مهران عن الحسین بن الحسن المروزی عن یونس بن عبد الرحمن عن محمد بن یحیى قال : كنت عند أبی عبد الله علیه السلام فسئل هل یزاد فی شهر رمضان فی صلاة النوافل ؟ فقال : نعم قد كان رسول الله صلى الله علیه وآله یصلى بعد العتمة فی مصلاه فیكبر وكان الناس یجتمعون خلفه لیصلوا بصلاته ، فإذا كبروا خلفه تركهم فدخل منزله فإذا تفرق الناس عاد إلى مصلاه فصلى كما كان یصلی ، فإذا كبر الناس خلفه تركهم ودخل وكان ذلك یصنع مرارا .

الاستبصار - الشیخ الطوسی - ج 1، ص 462
روایت بخای در تأیید این روایت:

نظیر همین روایات را بخاری در صحیحش آورده و در آن تصریح شده است كه رسول خدا رسما نمازگزارانی را كه پشت سرش نماز خواندند،‌ از به جماعت خواندن نهی كرد و دستور داد كه در خانه های شان نماز را بجا آورند:

5762 وقال الْمَكِّیُّ حدثنا عبد اللَّهِ بن سَعِیدٍ وحدثنی محمد بن زِیَادٍ حدثنا محمد بن جَعْفَرٍ حدثنا عبد اللَّهِ بن سَعِیدٍ قال حدثنی سَالِمٌ أبو النَّضْرِ مولى عُمَرَ بن عُبَیْدِ اللَّهِ عن بُسْرِ بن سَعِیدٍ عن زَیْدِ بن ثَابِتٍ رضی الله عنه قال أحتجر رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم حُجَیْرَةً مُخَصَّفَةً أو حَصِیرًا فَخَرَجَ رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم یُصَلِّی فیها فَتَتَبَّعَ إلیه رِجَالٌ وجاؤوا یُصَلُّونَ بِصَلَاتِهِ ثُمَّ جاؤوا لَیْلَةً فَحَضَرُوا وَأَبْطَأَ رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم عَنْهُمْ فلم یَخْرُجْ إِلَیْهِمْ فَرَفَعُوا أَصْوَاتَهُمْ وَحَصَبُوا الْبَابَ فَخَرَجَ إِلَیْهِمْ مُغْضَبًا فقال لهم رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم ما زَالَ بِكُمْ صَنِیعُكُمْ حتى ظَنَنْتُ أَنَّهُ سَیُكْتَبُ عَلَیْكُمْ فَعَلَیْكُمْ بِالصَّلَاةِ فی بُیُوتِكُمْ فإن خَیْرَ صَلَاةِ الْمَرْءِ فی بَیْتِهِ إلا الصَّلَاةَ الْمَكْتُوبَةَ.

زید بن ثابت می‌گوید:‌ رسول خدا صلی الله علیه وسلم حجره‌ای از لیف خرما یا حصیر ساخت و برای نماز خواندن در آن خارج شد؛ مردانی به دنبال حضرت در آن حجره رفتند و به نماز رسول خدا اقتداء كردند. شب دیگر نیز آمدند اما رسول خدا از نماز خواندن با آنها خودداری كردند و برای نماز بیرون نیامد. مردم صدایشان را بلند كردند و درب خانه حضرت را زدند. رسول خدا در حال غضب به سوی آنان خارج شد و فرمود: .... بروید نماز تان را در خانه بخوانید؛‌چرا كه نماز شخص در خانه بهتر است مگر نماز های واجب.

صحیح البخاری ج 5 ص 2266
نتیجه:

حال با توجه به این قضیه، آیا بازهم مى‌توانیم نماز تراویح را سنت رسول خدا صلى الله علیه وآله نامید؟

و آیا شایسته است كه اهل سنت خود را «اهل سنت رسول خدا» بنامند، یا نام «اهل سنت عمر» با عملكرد آن‌ها سازگارى بیشترى دارد؟

خداوند در باره كسانى كه بر خلاف سنت خدا و رسولش حكم كنند، مى‌فرماید:

وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یَكُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبینا. (الأحزاب/36)

هیچ مرد و زن با ایمانى حق ندارد هنگامى كه خدا و پیامبرش امرى را لازم بدانند، اختیارى (در برابر فرمان خدا) داشته باشد و هر كس نافرمانى خدا و رسولش را كند، به گمراهى آشكارى گرفتار شده است!

هرچند كه بزرگان دیگرى را نیز مى‌شد در این لیست قرار داد؛‌ اما ما به جهت اختصار به همین اندازه اكتفا مى‌كنیم.

حال دیدگاه اهل سنت، در باره عمر بن الخطاب و بدعت او كه بر خلاف دستور خدا و رسول او بوده است چیست؟

سرخسی شافعی در كتاب «المبسوط»، در بحث تراویح بعد از این كه در عدد ركعات آن بحث می كند و قول شافعی را می‌آورد، سخن جالبی در رد استحباب نافله رمضان به جماعت می‌گوید:

یوضح ما قلنا أن الجماعة لو كانت مستحبة فی حق النوافل لفعله المجتهدون القائمون باللیل لأن كل صلاة جوزت على وجه الانفراد وبالجماعة كانت الجماعة فیها أفضل ولم ینقل أداؤها بالجماعة فی عصره ولا فی زمن الصحابة رضوان الله علیهم أجمعین ولا فی زمن غیرهم من التابعین فالقول بها مخالف للأمة أجمع وهذا باطل.

از آنجه ما گفتیم، روشن می‌شود كه اگر به جماعت خواندن نوافل مستحب باشد، باید آن را مجتهدان كه شب زنده دارد بودند، انجام می‌دادند؛ چرا كه هر نمازی كه خواندنش به صورت انفراد و جماعت جایز باشد، خواندن آن به صورت جماعت افضل است در حالی كه در نماز شب گزارشی نقل نشده است كه در زمان رسول خدا یا صحابه و یا تابعان به جماعت خوانده شده باشد؛‌ ؟؟؟
پس قول به جماعت خواندن نافله ماه رمضان،مخالف تمام امت است

السرخسی الحنفی، شمس الدین ابوبكر محمد بن أبی سهل (متوفاى483هـ )، المبسوط، ج 2، ص 144، ناشر: دار المعرفة – بیروت.


  • وبلاگ شخصی
  • قالب وبلاگ
  • ضایعات