تبلیغات
«فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» - مناظره
تاریخ : پنجشنبه 28 شهریور 1392 | 09:27 ب.ظ | نویسنده : سید حمزه واقفی

مناظره کوتاه بین استاد دکتر حسینی قزوینی و مفتی اعظم عربستان آل شیخ در مورد توسل...

به ایشان ( مفتی اعظم عربستان –آل شیخ )گفتم: شما در هفته گذشته بحث توسل را مطرح كردید و گفتید: هرگونه توسل شرك است؛ می‌شود دلیل علمی بر شرك توسل را بیان كنید؟

شروع كرد همان آیاتی را كه ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب و ... می‌گویند كه خدا در قرآن می‌گوید:

فَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آَخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِینَ.

سوره شعراء/ آیه213

و ...  كه می‌گوید هرگونه دعای غیر خدا و توسل به غیر خدا شرك است و بین اینكه كسی بیاید رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و امیرالمؤمنین (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) را دعا كند و اینها را بخواند با كسی كه بیاید بت را بپرستد و از او حاجت بطلبد و او را واسطه قرار دهد بین خود و خدا، فرقی نیست. آنها بت‌ها را شفیع خود قرار می‌دهند و شما هم رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و امیرالمؤمنین (علیه السلام) را.

از ایشان پرسیدم: اینكه در زمان حیات رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، توسل به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را شارع مقدس تصویب كرده و صحه گذاشته، شكی دارید؟ خداوند در قرآن، سوره نساء، آیه 64 دارد كه:

وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِیُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا.

این صریح آیه قرآن است و همچنین آیه 97 سوره یوسف، برادران یوسف (علیه السلام) می‌گویند:

قَالُوا یَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِینَ

این چه تفاوتی است بین برادران یوسف (علیه السلام) كه آن را می‌گویند و كسی كه می‌گوید:

یا رسول الله إشفع لنا عندالله یا یا علی إشفع لنا عندالله؟

اگر واقعا خواند غیر خدا و واسطه قرار دادن غیر خدا، شرك باشد، باید حضرت یعقوب (علیه السلام) به اینها می‌گفت:

یا أبنائی إنكم أشركتم بالله توبوا و إلا أقتلكم و ...

در حالیكه گفت:

قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ

وقتی این دو آیه را من خواندم گفت: این مربوط به حیات رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است و بعد از رحلت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، ارتباطش با این دنیا قطع می‌شود و نه صدای ما را می‌شنود و نه قدرت بر قضاء حوائج دارد و عاجز از قضاء حوائج است.

با اینكه ایشان تا دو، سه دقیقه قبل می‌گفت مطلق توسل شرك است، چه در زمان حیات و چه در زمان ممات رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم).

گفتم: دلیل شما بر اینكه بعد از وفات رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) توسل به او شرك است چیست؟

گفت: رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) عاجز است از قضاء حوائج، همانطوریكه بت‌ها عاجز بودند.

گفتم: اگر ملاك شرك، عجز متوسل إلیه باشد،‌ باید هم شامل زمان حیات باشد و هم زمان ممات؛ این امر، امر باطل و عبث است و فرق است بین آن و شرك. چطور شد توسل به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) كه در زمان حیات او مرضی شارع بود، ولی با رحلت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، امری كه مرضی شارع بود، تبدیل به شرك شد و موجب هدر رفتن خون و مال طرف شد؟

ایشان مقداری تأمل كرد و گفت: اگر واقعا توسل به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمان رحلت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) جائز بود، صحابه قطعا معرفتشان نسبت به شریعت و مزار رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بیشتر از ما بود و اگر اینها متوسل می‌شدند، تاریخ برای ما ثبت می‌كرد كه فلان صحابه و فلان صحابه بعد از رحلت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به او متوسل می‌شدند؟

گفتم: ما روایات متعدد داریم در منابع أهل سنت، مثل مصنف أبی شیبه كه استاد بخاری است و دلائل النبوة بیهقی كه ابن تیمیه می‌گوید از صحیح‌ترین كتاب‌های تاریخی و روائی است می گوید:

در زمان عمر بن خطاب كه قحطی آمد، بلال بن حارث آمد كنار قبر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و به او متوسل شد و گفت:

یا رسول الله قد هلك الناس، فاستسقی لمتك

بعد رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد به خواب او و گفت برو به عمر از طرف من سلام برسان و بگو مقداری به مردم توسعه بدهد و به داد مردم برسد و إن شاء الله در آینده نزدیك باران رحمت خواهد آمد. ایشان آمد خدمت عمر و عمر گریه كرد كه ما قابل سلام رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیستیم و رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بزرگواری كرده است.

تمام علماء شما این را در مناقب جناب عمر آورده‌اند.

ایشان گفت: روایت ضعیف است.!!

البته این جدیدا شده مبنای وهابیت كه اگر یك روایتی ارتباط كتاب‌هایشان می‌خوانیم، حتی آیه قرآن را هم بخوانیم، اگر توجه نداشته باشند كه آیه قرآن است، می‌گویند روایت ضعیف است.

گفتم: آقای ابن حجر عسقلانی كه از اركان علم رجال شماست، در كتاب فتح الباری كه شرح صحیح بخاری است، ج2، ص412 می‌گوید روایت صحیح است. ابن كثیر دمشقی سلفی كه او را شما امام نام می‌برید در كتاب البدایة و النهایة،‌ج7، ص105 می‌گوید روایت صحیح است.

گفت: ملاك شرك این است و ملاك توحید این است و 5،6 دقیقه به جاده خاكی رفت. یكی از معاونین او برگشت به او گفت: این جوابی كه شما می‌دهید،‌ ارتباطی به سؤال ایشان ندارد؛ ایشان مدعی است كه جناب ابن حجر و ابن كثیر می‌گویند روایت صحیح است، اگر شما راست می‌گوئی، مناقشه كن در صحت روایت. گفت: این كتاب‌ها را بیاورید ببینیم كه ایشان راست می‌گوید یا نه. ایشان هم مثل بن‌باز نابینا است. كتاب را آوردند و خواندند. گفت: بله! آدرس درست است. دیدم بین خودشان یك اختلاف عجیبی افتاد.

منبع متن کامل از سایت ولی عصر(عج)



  • وبلاگ شخصی
  • قالب وبلاگ
  • ضایعات